من نویس

نوشتن جایگزین خوبی برای گریه است، آدم را سبک می‌کند.

من نویس

نوشتن جایگزین خوبی برای گریه است، آدم را سبک می‌کند.

این قسمت:

روزهای اول دانشگاه

منِ نفرت انگیز

جمعه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۱۱ ب.ظ
الان بیشترین کسی که از آن متنفرم خودم هستم. ماجرا دیگران را قضاوت نکردن و تواضع نیست. اتفاقا من روزانه چندین بار قضاوت این و آن از نورون‌های سرم می‌گذرد. روی خیلی‌ها هم برچسب گذاشته ام که فلانی فلان‌طور است. انصافا علی‌رغم میل باطنی‌ام هم نتوانستم همه را ببخشم. اصلا ماجرا این‌ها نیست. ماجرا خودم هستم که یک فاجعه متحرکم.
   نشدم همان دختری که باید می‌شدم. سر و قلبم آلوده به هر کثیفی شد و از آن من اولیه که بنا داشت آدم دلخواهش را درون خودش بسازد هم تقریبا چیزی نمانده است. کلافه ام از این اوضاع. از اینکه هی دست و پا می‌زنم و چیزی عوض نمی‌شود. این دفعه دیگر ماجرا دیگران نیستند. این یکی فقط خودم هستم. خود درگیری‌های وحشتناک. همین من که صبح یک‌جور است و شب یک‌جور. امروز یک‌جور است و فردا جور دیگری ست. گم شده ام میان این درگیری‌ها. دلم میخواهد مشت حواله یک چیزی کنم و فریاد بزنم.

چاره چیست؟ اصلا چاره‌ای هست؟ شاید باید این درگیری‌ها و آشفتگی‌ها را پذیرفت و با آنها کنار آمد. کنار آمدن شده کار این روزهایم. این هم روی همه چیزهایی که باهاشان کنار آمدم.
  • ۹۶/۰۵/۲۷
  • fafa

من نویسی

نظرات  (۳)

  • موسی الرضا وثوق
  • چی بگم والا؟ درک می کنم که این افکار، آدم رو هر لحظه تنها تر، افسرده تر و منزوی تر می کنه و مغز آدم رو می خوره.
    چاره چیه؟ شاید ریشخند زدن به بازی های مسخره این دنیا، شاید تفکر خیامی.
    پاسخ:
    ینی شما ام میگید هیچ کاری نکردن.
    از یه جایی به بعد دست و‌پا زدن آدم بیفایده اس، باید یاد بگیری دست و‌پا زدن رو متوقف کنی و اجازه بدی زمان یه کم اوضاع رو آروم کنه.
    پاسخ:
    بعضی چیزا نه دست زمانه نه دست دیگران. فقط خودتی و خودت.
    چرا اینقدر قابل درکی؟! :)
    پاسخ:
    چرا واقعا؟:)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">