من نویس

نوشتن جایگزین خوبی برای گریه است، آدم را سبک می‌کند.

من نویس

نوشتن جایگزین خوبی برای گریه است، آدم را سبک می‌کند.

این قسمت:

کمبود جدیِ یک نفر

من باب خداوند

دوشنبه, ۹ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۱۹ ب.ظ
من در جریان یک قضیه‌ای بودم - همان توفیق اجباری در رازداری - و حتی به اندازه سر سوزنی متعجب نشدم. اما مامان به گریه افتاد. ماجرا از این قرار بود که خاله برایش درباره "شکرگزاری زود هنگام" حرف زده بود و مامان برای این ماجرا پیش پیش شکرگزاری کرده بود و حالا داشت اثرش را می‌دید. اشک شوق بود. به فکر فرو رفتم. مامان برای اتفاق افتاده دعا کرده بود. خب شاید بشود گفت این دعا و شکرگزاری باعث منحرف نشدن قضیه می‌شود اما این قابل تامل بودن قضیه را کم نمی‌کند.
   من با همه‌جور آدمی برخورد داشته‌ام. وقتی می‌گویم همه جور به معنای واقعی کلمه منظورم است. هرچه به تصورتان بیاید. همه بالاخره یک‌جا و یک لحظه به این می‌رسند که دیگر چیزی آرامشان نمی کند بلکه یک وجود برتر می خواهند. خداوند.

+ در شرایط وحشتناک کنونی‌ام و این بحران فکری و عملی که از سر می‌گذرانم درگیری‌های فکری اینچنینی خیلی جذبم می کنند.
+ ماجرا به اندازه ای جدی ست که امروز صبح قسمت سوم گیم آو ترونز آمد و من همان اول وقت دانلودش کردم اما هنوز آن را ندیده‌ام...
دقیقا به همین دلیل است که وبلاگ‌های نخوانده ام زیادند و پیام‌های نخوانده تلگرام هم و حتی اینستا را چک نمی کنم!
+ و هنوز کتاب نمی‌خوانم، این فاجعه ترین چیز است.
  • ۹۶/۰۵/۰۹
  • fafa

نظرات  (۴)

گمان نمی‌کنید باید درباره مبنای ۳ پی نوشت تامل کنید؟ آیا کتاب خواندن اصلا خوب است؟(اینکه میگویم اصلا یعنی کتاب خواندن اصالت دارد خوب بودنش؟) تامل کردن درباره مسائل جذاب روزمره چطور؟ یا اصلا فیلم دیدن؟
درباره پاراگراف دوم نیز اینکه خاصیت انسان همین است؛ کفور است(بر وزن فعول که صفت مبالغه است و یعنی یکجورهایی کفران نعمت عادتش است انگار) که میتوانید به آیه ۶۷ سوره اسرا بیاندازید.(حالا اگر بی ربط یافتید قطعا از سو برداشت من است.) و اینکه سروکار داشتن با هر کسی من و مخاطبان میتوانند تصور کنند به نظرتان....بگذریم:)
پاراگراف اول هم...
خب واقعا نفهمیدمش:)
پاسخ:
گنگ نوشتن از خواص بحران‌های فکری من است:)
و این شاید به نظر بد بیاید به هرحال عین واقعیت است که با همه جور آدمی برخورد داشته‌ام و به ویژه در موارد خیلی خاص، در حالات و روحیاتشان دقیق شده‌ام. مطالعه آدم‌ها...
بله فکر میکنم. حالا زمان فکر کردن است.
اگر هم می‌شود دعا کنید.
این درد ناتوانی در کتاب خوندن بعد از کنکور رو من هنوزم نتونستم درمون کنم.
پاسخ:
وای وای خیلی دیر شده ها
دکتر برو عزیزم 😉
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • یه جایی میرسیم به اینکه: خب که چی؟!
    می گردیم دنبال چیزی که تموم نشه!
    پاسخ:
    اِگزَکلی😊
    یه سوال! واقعا داستان گیم آو ترونز رو دوست میداری؟؟

    آره ٬ منم خیلی قبول دارم که وجود خدا نیازه و لازمه و باید باشه و نباشه خیلی بی معنی و اینا .. ولی اگه واقعا همه چیز بی معنی باشه چی؟

    واقعا اگه درگیری فکری نباشه به همه تلگرام و کتاب و فیلم و .. اینا میرسی؟ من چرا نمی‌رسم :(
    پاسخ:
    داستانشو دوست دارم بله. پر از هیجان، فراز و فرود و تفکر. من نمیگم عاشقشم و این حرفا ولی دوست دارم دنبال کردنشو به ویژه الان که خیلی هیجانی و غافلگیر کننده ست. 
    به نظرم حتی اگر یک میلیونیوم درصد همه چیز بی معنی باشه که نیست، با اعتقاد و تکیه و امید چیزی رو از دست ندادیم. قشنگتر هم زندگی کردیم.
    معمولا میرسم. البته همه رو به اندازه کم. طبیعیه هر کدوم حذف بشه بقیه قدرت میگیرن.